مصاحبه نشریه فرهنگستان زبان و ادبیات مردم لر با استاد رضا جهانی نهاوندی

مصاحبه نشریه فرهنگستان زبان لری با استاد رضا جهانی نهاوندی

 

تاریخ مصاحبه: ۱۴ اسفند ۱۴۰۳

استاد جهانی با سلام مجدد و سپاس از قبول مصاحبه و اختصاص وقت برای آن، هرچه که درباره زندگینامهٔ خود مایل هستید برای ما و مخاطبان ما بیان کنید.

با سلام و عرض تشکر به خاطر اظهار لطف و‌ تقبل زحمت شما و هیأت تحریریه فرهنگستان زبان لری که برای اعتلای بی‌حاشیهٔ فرهنگ و ادبیات قوم لر دلسوزانه‌ زحمت می‌کشید.

رضا جهانی هستم متولد اوایل دهه ۱۳۴۰ در نهاوند، دیپلمه اقتصاد و بازرگانی. در آزمون سال تحصیلی ۵۹_۱۳۵۸ دانشگاهها هرچند انتخاب اولم ادبیات بود ‌ولی در رشتهٔ‌ حقوق قبول شدم و به خاطر شروع جنگ و پاره‌ای مشکلات دیگر ادامهٔ این راه برایم میسر نشد. از سال ۶۲ به بعد دو سال پیاپی در آزمون استخدامی آموزش و پرورش با نمره عالی قبول شدم که بخاطر مشکلات آن‌سالها باز ممکن نشد .

چگونه و از چه وقتی به شعر و سرودن شعر علاقه‌مند شدید و آیا یادتون میاد اولین شعرتون چی بوده؟

از همان سال‌های دبستان در ابتدای سال تحصیلی به سراغ اشعار کتاب فارسی می‌رفتم و اکثر آنها را ناخواسته حفظ می‌کردم.

دهه ۵۰ و دوره راهنمایی ذوق سرایش و سرودن شعر، رؤیای قبل از خواب شبانگاهی‌ام بود. اشعار آن سالهایم چنگی به دل نمی‌زد اما در دوران دبیرستان استادم زنده‌یاد آقا عبدالله اشرفی معلم‌ ادبیات که همیشه برای خواندن انشاء به پای تخته دعوتم می‌کرد پرسید این چیه نوشتی؟(نکته اینکه ردیف میزهای اول کلاس بودم و معلم نوشته مرا دید). گفتم آقا شعری به سبک نیمایی است در سالهای اوج فروغ فرخزاد

گفت: بخوان.

این شعر را برایش خواندم:

شبی خوش بود
شبی مهتابی و روشن
شبی صاف و خیال‌انگیز
شبی نازک خیالی‌هام
همه بنشسته بر دورم
تا پیغام ابلیس را
برایم ارمغان آرند

برو خوش باش
برو صاف و زدوده کن
همه غم ها
اما منِ خام طمع
ساده بودم
به گنه‌ آلودم

گنه کردم گناهی پر ز لذت
نه از روی خوشی، از روی خفت

استاد اشرفی بیت آخر شعر مرا پسندیدند و همان تشویقم کرد که جدی‌تر به ادامه دادن راه شعر فکر کنم.

با چه هدفی شاعر شدید؟

هدف خاصی نداشته و ندارم.
ابتدا حظ و التذاذ روحی است که خودم از سرودن شعر می‌برم.
دوم در برخی سروده ها این شعر است و دایره توانایی‌هایش، استعارات و آرایه‌هایش که به شاعر این امکان و فرصت را می دهد که هرآنچه را نمی‌شود عریان بیان کرد با زبان استعارات زیبا و دلنشین‌تر بیانش کند.

شما در ابتداء، شعر فارسی می‌سرودید و هنوز هم در کنار لری، شعر فارسی می‌گویید هدفتان از ورود به عرصه ادبیات لری چه بود؟

ورودم به شعر و ادبیات لری به خاطر علاقه و ادای دین به زبان مادری است و تلاش کردم بسیاری از کلمات زیبای لری نسل ما و پدران و مادران لر را که متأسفانه امروزه در حال مهجور شدن یا فراموشی هستند در قالب شعر بیان کنم که فراموش نشوند.

شعر به زبان رسمی فارسی نیز که انتخاب بدون قید و شرطم است.

شما در ادبیات و سرودن شعر تحت تاثیر چه کسانی بودید یا از آنها الهام گرفتید؟

با افتخار می گویم مختصر ذوق و توان ادبی‌ام را مرهون شاهنامه و مدیون حضرت فردوسی هستم. چون طبعم را آهنگین و قوام بخشیدند در ادامه از قدما حضرت سعدی، ابوالقاسم لاهوتی، اخوان ثالث، کسرایی و فروغ فرخزاد و ملک‌الشعراء چند تن دیگر از این بزرگانند.

چه توصیه‌ای برای شاعران جوان دارید؟

بنده خود را یک کارآموز علاقه‌مند به زبان و ادبیات می‌دانم، قبلاً هم خدمت شما عرض کردم، و خودم را در حدی نمی‌بینم که برای این عزیزان توصیه کنم ولی اگر نظر شخصی حقیر را بخواهید ضمن احترامی که برای همه اهل قلم قائلم به شاعران جوانی که ذوقی ذاتی دارند توصیه می‌کنم هرگز از نقد آثارشان توسط کارشناسان خبره و اهل که صادقانه شعرشان را حلاجی می‌کنند نهراسند و آستانه تحمل شان را بالا ببرند.
همچنین اشعار شعرای خوب و مطرح گذشته و معاصر را بخوانند و بخوانند و بنویسند و زمانی که شعر گریبانشان را گرفت ( آنِ شاعرانگی) خلق اثر کنند و هرگز برای باری به هر جهت ننویسند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مطالب

فهرست مطالب